می خواهم امرروز قشنگترین احساسم مال تو باشد.امروزم باید هر روز می بود.پس مرا مثل همه همیشه ها ببخش. می دانم مرا می بخشی که خاصیت تو چیزی جز این نیست.تویی که بهترین،مهربانترین،لطیفترین و خوشبو ترین گل دنیایی ! مامان خوبم می دونم که این روزا از ته ته این چشمای همهشه کودکانه چه آسون بیقراریامو حدس زدی ! بیقراریامو حدس زدی و به روی خودت نیاوردی.به روی خودت نیاوردی و فقط برام دعا کردی.بی دریغ مثل همیشه ! مامانی نازنینم ! نمی دونی دیشب که داشتم اون آلبوم قهوه ایه رو نگاه می کردم چقدر دوست داشتم بپرم بغلت و هزار تا ماچت کنم…… مثل گل بودی.یا بهتره بگم غنچه ! از غنچگی مامان بودی. تا حالا خیلیا گفتن که من و تو به هم شبیهیم، ولی دیشب وقتی عکسای جوونیاتو می دیدم خیلی بیشتر پی به این شباهت بردم. مدل خندیدنت،نشستنت،تعجب کردنات ،اخم کردنات،همه چیزت مثل من بود،حتی غم چشمات توی اون عکس سیاه و سفیده که یه پالتوی سفید تنته و مثل یه بره آهو پشت سر بابا ایستادی. اصلا انگار خود من بودی. توی یکی از عکسا باردار بودی.نشسته بودی کنار عمه مریم.معصوم معصوم. خدا کنه منم همونطور معصوم باشم……… راستی چقدر واسه ما سختی کشیدی………………. خدا کنه بتونم یه ذره اشو جبران کنم. آغوشت امن ترین پناه برای من توی این دنیای بزرگه ! پس مثل همیشه به من پناه بده. مامانم با تمام وجودم دوستت دارم !